السيد محمد حسين الطهراني
366
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
كلام اساطين عربيّت : راغب و ابن أثير و زمخشرى در معناى فطرت راغب اصفهانى در « مُفردات » گويد : أصْلُ الْفَطْر : الشَّقُّ طولًا « اصل معناى فَطْر شكافتن و پاره كردن از طرف طول است » . . . و وَ فَطَرَ اللَهُ الْخَلْقَ ؛ وَ هُوَ إيجادُهُ الشَّىْءَ وَ إبْداعُهُ عَلَى هَيْئَةٍ مُتَرَشِّحَةٍ لِفِعْلٍ مِنَ الافْعال . « و خداوند خلق را فطر نموده است ؛ و آن عبارت است از : ايجاد كردن به صورت بديع و تازه ، چيزى را بر كيفيّت و حالتى خاصّ كه فعلى از افعال از آن مترشّح گردد . » بنابراين قوله تعالى « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » اشارهاى است بر آنكه : خداوند تعالى در انسان معرفت خود را مرتكز نموده ، و بدون سابقه به طرز ابداعى ايجاد كرده است . و فِطْرَةُ اللَه عبارت است از قوّهاى كه از خود براى معرفت ايمان در مردم نهفته و با جبلّتشان آميخته است . و از اينجاست كه چون سؤال شود : كه ايشان را خلق كرده است ؟ ميگويند : خدا ! وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . « 1 » و خدا در قرآن ميفرمايد : الَّذِي فَطَرَهُنَّ ، وَ الَّذِى فَطَرَنَا ؛ أىْ أبْدَعَنا وَ أوْجَدَنا . « آنكه آنها را آفريد به آفرينش ابداعى ، و آنكه ما را به بديعتِ خلقت بيافريد ؛ يعنى ابداع كرد و ايجاد نمود . » و صحيحست كه معناى انْفِطار در گفتار خداوند : السَّمَآءُ مُنفَطِرُ بِهِ اشارهاى باشد به قبول آسمان آنچه را كه در آن ابداع فرموده است ؛ و از آن چيز بما افاضه نموده است . « 2 » ابن أثير در « نهايه » در مادّه فَطَرَ گويد :
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 87 ، از سوره 43 : الزّخرف ( 2 ) « المفردات » للرّاغب ، طبع حلبى مصر ، و با تعليقه محمّد سيّد گيلانى ، ص 382